أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
490
قانون ( فارسى )
نسخه : سونش مس هفت مثقال ، زنگار حك شده هفت مثقال ، موم چهل و پنج مثقال ، صمغ لاركس [ ؟ ] ده مثقال و نيم . بنا به عادت معمول هرچه در آب حل مىشوند حل شوند و بقيه خرد و ساييده گردند . موم را مىتوان به اندازهء لازم زياد و كم كرد و مرهم از آن ساخت و بر قرحه ماليد . هم اينها ( جالينوس و غيره ) بهتر مىدانند كه ذيقروجاس ( نوعى خاك كه از قبرس است و مىسوزانند يا پيريت سفيد سوخته ) را در اين مرهم وارد كنند . جالينوس در بحث از اين دارو بسيار سخن گفته و داد سخن داده است . اگر قرحه در حالتى باشد كه جالينوس شرح داده است ، به عقيدهء من داروى كاغذ سوخته داروى انزروت و سوختهء كدوى خشك يا پشم ناشستهء سوخته يا خاكستر برگ سرو يا برگ چنار در معالجهء چنين قرحهاى كافى باشند . فصل دهم قرحهء سخت علاج و خيرونى منظور ما در اين فصل قرحههايى است كه به زحمت خوب مىشوند و علاجشان دشوار است كه دربارهء علاج آنها سخن گوييم . اين بحث قرحههايى را شامل است كه بهطور عموم دير علاجند . و در اين ميان قرحههاى خورهاى و قرحه متعفن را جدا مىسازيم . يعنى بجز قرحهء خورهاى و قرحهء متعفن شده قرحههاى ديگر منظور نظر ما است ؛ زيرا قرحهء خورهاى و قرحهء متعفن شده به اطراف خود سرايت مىكنند و انتشار مىيابند . قرحههايى كه در اينجا مورد بحث ما است آنهايى هستند كه به اطراف خود سرايت نمىكنند و منتشر نمىشوند و تا مدت زمانى همچنان در جاى خود ثابت و بدون تحرك مىمانند . قرحههاى مورد بحث ما در اينجا غير قرحهء ناصور شده است ؛ زيرا اين قرحهها سفالى نمىشوند . در هر حال بايد گفت اگر بهطور عمومىتر قرحههاى دير علاجپذير را برشمريم ، حتما قرحهء خورهاى و قرحهء متعفن و قرحهء ناصورى نيز از جمله قرحههايى به شمار مىآيند كه علاجشان دشوار است ، امّا ما آنها را در اينجا سوا كردهايم . - حال ببينيم خيرونى يعنى چه ؟ - قرحهاى را خيرونى مىناميم كه در منتهاى فساد بوده و از شفا يافتن بسيار دور باشد . در علاج اين نوع از قرحههاى ناهنجار و خودگير ، بايد برحسب دستورات زير رفتار كرد : اوّل به دقت بدن بيمار و اندام قرحهزده را معاينه كرده ، حالات مزاجى و غيره را بررسى كن ! اگر حدس مىزنى كه از اثر سوء مزاج جسمى يا سوء مزاج اندام قرحهزده قرحه سر بر آورده است ، كوشش كن مزاج را اصلاح كنى . اگر ديدى كه از خون بد و آلوده قرحه پيدا شده است كارى كن كه غذاى بيمار را به چنان حالتى درآورى كه خون خوب توليد كند و اگر ديدى كه خون مايهء تغذيهء اندام كمتر از حالت